بر اثر حسن تصادف و به صورتی کاملاً اتفاقی به دو یادداشت ترکی از ناصرالدین شاه قاجار برخوردم که از مجموعه اسناد دولتی و رسمی محسوب می‌شوند. پیش‌تر در جاهایی خوانده بودم که ناصرالدین شاه، نوحه‌ها و اشعاری درباره فاجعه عاشورا به خط خویش کتابت کرده و یا سروده و نوشته است؛ اما تا به حال اصل و نسخه این اشعار را ندیده‌ام. باری در نسخه‌ای که از یادداشت‌های شاه بر حاشیه راپورت میرزا کاظم خان نظام الملک(۱۲۴۶- ۱۳۰۷ هـ. ق.) که ظاهراً در زمان وزارت لشکری‌اش دربارۀ حسینقلی خان خدابنده‌لو ضبط شده، تردیدی در اصالت دستخط شاه وجود ندارد. می‌دانیم که ناصرالدین شاه بیش از یک میلیون سند و گزارش را مطالعه و در ظَهر آنها یادداشت و دستور نوشته است و این البته با تصویر مشهور از وی، که او را فردی بی‌خبر از اوضاع مملکت معرفی می‌کند، سازگاری ندارد. نقد این قبیل برداشت‌های عامیانه و سیاست‌زده نه در حد وسع من است و نه در حوصله این وبلاگ و کانال. لذا صرفاً به قرائت متن چاپ مرحوم خانبابا بیانی(۱۲۸۸- ۱۳۷۵ هـ. ش.) مغلوط، نامفهوم و ناقص آمده، اکتفا می‌شود. متن یادداشت ساده، سرراست و بدون تکلفات منشیانه و بسیار شبیه به مکالمات روزمره است. فرم‌های عامیانه‌ای چون یاخچی(=یاخشی)، سورا(= سونرا) هم در آن مشاهده می‌شود. البته فارسی‌نویسی ناصرالدین شاه هم به این شکل ساده بوده است.

حسینقلی خان خدابنده‌لو معلوم اولسه که مُقصردُر گِت‌سون یرده(یُرده؟=یورددا؟) قالموش سربازی گوندرسِن حسینقلی‌ خانه. هم اگر مُقصردُر گتورسون بورا.

وزیر وظایف هر طور التفات(اصلینده: الفتات) استیری(=ایستییر) عرض ایله. البته التفات بولونور. او بزم(=بیززیم) یاخچی نوکرمزدر. هر نوع تقویت لازم‌در، عرض ایله مبذول اولسون مومی الیه‌ن حقنده.

محصلین یوک(؟یول؟)کتابچه‌سینی یاز گوندر حضوره، ضبط اولسون. هر نه تا بو گونه یازمامیشسان(؟) یاز اُندنسوره(=اوندان سورا=سونرا) حضوره گؤندر.

منبع: خانبابا بیانی، پنجاه سال تاریخ ناصری مستند به اسناد تاریخی و آرشیوی (سه جلد ،۴ ،۵ ۶): بخشنامه‌ها و دستورالعمل‌ها و فرامین ناصرالدین شاه، تهران: نشر علم، ۱۳۷۶.

  • از دوست فاضل آیهان همدانی که در قرائت چند کلمه التفات داشتند، صمیمانه قدردانی می‌کنم. بدیهی است که اشکالات احتمالی متوجه نویسندۀ این سطور خواهد بود.