نرگس از اسامی دخترانه بالنسبه رایج در ایران است؛ به طوری که این اسم با مشتقاتش (مانند نرگسه، نرگس‌دخت و ..) نام حدود ۳۶۲ هزار دختر و زن ایرانی است. در کنار آن، نرجس و مشتقات آن(مانند نرجس خاتون..) نام حدود ۸۵ هزار خانم ایرانی به حساب می‌آید. تصور می‌رود که نرجس اسمی سنّتی‌تر و شاید مذهبی‌تر از نرگس باشد. زیرا که فرمی عربی تلقی می‌شود و قاعدتاً به شکل اصلی اسم مذهبی مزبور شبیه‌تر است.

***

فرم ترکی اسم، یعنی نرگیز(Nergiz) با واریانت‌هایش، در ترکیه، نامِ حدود بیست هزار زن و دختر بوده و فرم نرگسNergis)) اسمی کمتر شایع بوده و نام چهار هزار خانم اسامی است. این اسامی عمدتاً در مناطق غربی‌تر ترکیه رواج دارند و لذا به نظر می‌رسد که در میان کردها مشاهده نمی‌شود. در آذربایجان نیز، علی‌رغم ضبط رسمی نرگس در اسناد سجلّی و اوراق هویتی، تلفظ عمومی و مردمی اسم، همان نرگیز است. می‌توان تصور کرد که اسم‌گذاری در ایران و ترکیه، دارای انگیزه‌های نسبتاً متفاوتی باشد؛ زیرا در حالی که در ترکیه فقط به معنای خاص گل نرگس توجه می‌شود، در ایران و در میان شیعیان، بُعد مذهبی و اعتقادی اسم نرگس/نرجس نیز برجستگی دارد.

***

در خصوص اشتقاق اسم عموم منابع متفق‌القول‌اند که نرگس، از لفظ یونانی نارکیسوس(Narcissos) اخذ شده است. در یونانی، نارکیسوس، در اصل نامِ مرد جوان زیبارویی بوده که شیفتۀ زیبایی تصویر خویش در آب چشمه می‌شود و در آنجا غرق شده و به گل نارکیسوس مبدل می‌شود. این گل، البته نرگس امروزی نباید باشد و محققین حدس می‌زنند که ممکن است گونه‌ای زنبق یا سوسن، در معنای اصلی لفظ مراد شده باشد. می‌دانیم که بعدها در دوران بعد از رنسانس، اصطلاح Narcissus به عنوان نام تیره نرگس در علم نباتات برگزیده شده است. در اوایل قرن بیستم اصطلاح نارسیسیسم(Narcissism)، در روانشناسی مدرن، برای توضیح نوعی انحراف جنسی (شیفتگی افراد نسبت به بدن و جسم خویش) و سپس در عرف عام در معنای خودپسندی و خودشیفتگی رواج یافت.

در بابِ معنای اولیه یا اتیمون کلمه، دو دیدگاه متمایز وجود دارد: دیدگاه سنّتی که احتمالاً مبتنی بر اتیمولوژی عامیانه است و منشأ را Narké "بی‌حسی، کرخت شدن" در یونانی می‌داند لذا آن را همریشه با لفظ نارکوتیک (=مواد مخدر) به حساب می‌آورد. اما بیکس(Beekes)، صاحب فرهنگ اتیمولوژیک یونانی قدیم و از متخصصان سرشناس این عرصه، معتقد است که کلمات منتهی به پسوند -issos در یونانی، همگی دخیل از زبان یا زبانهای ماقبل یونانی/ ماقبل هلنی‌اند. لذا این اسم (و محتملاً اسطوره مرتبط با آن) هم از بقایای اقوام مزبور در زبان و فرهنگ یونانی باید محسوب شود.

مرد بودن کاراکتر اصلی اسطوره مزبور باعث شده تا اسم نارسیس(Narcisse) در زبان‌های غربی، همواره اسمی مردانه باشد و البته در اسامی خانوادگی هم مشاهده می‌شود.

***

تا اینجا نکته جدیدی طرح نشده است. اما آنچه محرک و انگیزه کتابت این مختصر شد، ابهامی بود که احساس می‌کنم در ضبط اسم در منابع عربی شیعی و مرتبط ساختن آن با ماجرای ازدواج امام حسن عسکری(ع)، با شاهزاده خانمی رومی/ بیزانسی و تولد امام دوازدهم و غایب شیعیان اثناعشری وجود دارد. قصۀ ازدواج مزبور که ورژن سینمایی آن، در انیمیشن شاهزادۀ روم در ایران تولید شده و بارها، علاوه بر اکران در سینماها، از کانال‌های مختلف تلویزیونی پخش شده است، شهرت زیادی دارد. این روایت از جهات متعددی مورد انتقاد قرار گرفته است: عدم ذکر این قصه در منابع بیزانسی و رومی و همین طور منابع مهم اسلامی (که البته مورخین آنها اهل سنت بوده‌اند)، عدم وقوع جنگی مهم در دهه‌های منتهی به قصه ازدواج مزبور و همین طور عدم تطبیق ماجرای تولد امام غایب با آنچه در موضوع وفات امام حسن عسکری(ع) در منابع اهل سنّت ذکر شده است.

به نظر می‌رسد که تحلیل اسم نرجس/نرگس هم مؤید افسانه بودن این ماجرا باشد؛ زیرا اگر اسم مزبور از یونانی یا لاتین اخذ شده بود، انتظار می‌رفت که با فرمی مانند *نرقیس یا *نرکِس مواجه شویم. تا جایی که می‌دانیم در تعریب اسامی لاتین و یونانی، هیچگاه تبدیل ک>ج رخ نداده است. لذا نرجس باید معرّب از نرگس باشد. تبدیل ک>گ در فارسی (و ترکی) بالاخص پس از صامت‌ها رخ می‌دهد. در نتیجه می‌توان گفت که نرجس معرّب از نرگس فارسی بوده است و لذا ماجرا بعدها و احتمالاً توسط افرادی آشنا با فارسی جعل شده است. از طرف دیگر تسمیه دختر با اسمی پسرانه، آن هم در مسقط الرأس افسانه و آن هم پرنسس امپراتوری، چندان قرین حقیقت به نظر نمی‌رسد. با این حال می‌دانیم که اسم مادر امام دوازدهم شیعیان، به صورت‌های دیگری هم(از جمله به شکل صیقل) ضبط شده است.